
بازدید های دیروز :
کل بازدید ها :
کل مطالب :
کل نظرات :
ایجاد صفحه : -
با تمام غمم پشت به مردم کردم رگچه بارید دلم ،با تو تبسم کردم
لهجه ی سبز غزل رابط ما شد یعنی با همین لهجه فقط با تو تکلم کردم
کوچه در کوچه به همراه تو هر شب گشتم در خیال خوش خود فکر تفاهم کردم
ناگهان گفتی ازین عشق پشیمان هستی دست و پای غزل آلوده خود گم کردم
تا شکستم پس از آن مثل درختی در باد استخوان را به تنور همه هیزم کردم
دست تقدیر اگر.....وای دوباره کابوس!! و خودم را ته یک دره تجسم کردم
..!!!!بیخیال آمدی و رد شدی از روی دلم و من از خاک فدمهایت تیمم کردم
[ [] نفر مسواک نزده خوابیدن ] - [ لینک مطلب ]